داشتم در باب آرزوهای کودکی و ریشه یابی معضلات و مشکلات موجود در باب اوقات فراغت تابستانی می گفتم و یادم آمد که دو تا از آرزوهای کودکی ام را فراموش کردم ذکر کنم :
یکی مانده به آخر آن آرزوی سر به نیست شدن دبیر ریاضی بود که هیچوقت محقق نشد و آخرین آن آرزوی وصال بود ! بله آرزوی وصال چون در اون سال ها بهترین سرگرمی عاشق شدن بود که ضمن اینکه خود آدم رو سر کار می گذاشت ( از نوشتن دفتر خاطرات بگیر تا علافی سر کوچه یار و … ) باعث میشد شر و شور کمتری داشته باشی و پدر مادر گرامی رو کمتر اذیت کنی و البته تمام اینها در صورتی بود که طرف برادر نداشت و الا ممکن بود هزار تا بلا سرت بیاد .
آرزوهای پسران من در امروز 1386 :
- کامپیوتر که دارند و الا جزو اولین آرزوهایشان بود ، البته الان هم به همین کامپیوتر راضی نیستند چون شنیده اند که عموی فلان دوستشان یه کامپیوتری داره که میترکونه و ظرف 3 ثانیه بوت میشه و از این حرفها که البته تحقیقات مفصل بنده مشخص نموده از این عموهای خیالی در کلان شهر تهران خصوصاً در منطقه تهران پارس فراوان یافت میگردد .
- داشتن یه خط موبایل تهران .یعنی 912 و داشتن یه گوشی موبایل بلوتوث دار با 2 گیگا بایت رم که هنوز باباشون نداره ، گوشی هم باید نوکیا باشه ترجیحا مدل e6500
- داشتن اسکیت بود 5 چرخه
- داشتن دوچرخه ای بهتر از این کمک داری که الان دارند مثل دوچرخه عموی سهیل !
- داشتن 2000 عدد دی وی دی فیلم و امکان خرید روزانه 5 عدد فیلم جدید
- رفتن به سرزمین عجایت بصورت هر هفته با 50 هزار تومان شارژ کارت در هر بار
- رفتن به استخر و سونای محله بصورت همه روزه
- ثبت نام در کلاس زبان و موسیقی
….
ادامه دارد

برچسبها: Add new tag, اندر باب اوقات فراغت تابستانی